نورومارکتینگ در تبلیغات چیست؟ نقش آن در فروش محصول : بازاریابی عصبی، گرایش جدیدی است که به عنوان روشی نوین توسط شرکت‌ها و دانشگاه‌های بزرگ، مورد استفاده قرار می‌گیرد. علی رغم حضور پر رنگ این روش در دنیای بازاریابی، بسیاری از ما دقیقاً نمی دانیم که بازاریابی عصبی چیست یا چگونه از آن به طور مؤثر استفاده کنیم.

Neuromarketing: نئولوژیسم از واژه یونانی “neuron” به معنای “عصب” و اصطلاح انگلیسی “بازاریابی” بین پدیده‌های غیرارادی و روان‌شناختی است. بازاریابی عصبی برای بیش از 10 سال است که دانشمندان علوم اعصاب در سراسر جهان را درگیر کرده است.

این روش، بسیار بیشتر از یک تکنیک خرید ساده است؛ در واقع، قدرت تجزیه و تحلیل عملکرد مغز انسان، محرک‌های آن، ناامیدی‌ها، غریزه‌‌ها و سایر امور مرتبط با مغز را شامل می‌شود. اگرچه ماهیت این موضوع بحث اخلاقی است، اما همچنان مورد طمع بسیاری از شرکت‌هایی است که می‌خواهند از آن برای جذب بیشترین تعداد مصرف‌کننده استفاده کنند.

تاریخچه مختصر و ریشه های بازاریابی عصبی

در اوایل دهه 2000 بود که بازاریابی عصبی پس از آن که بازاریابی سنتی برای دستیابی به اهداف تجاری بسیار ناکارآمد تلقی شد، متولد شد. این راهکار، توسط رید مونتاگ، عصب شناس آمریکایی، ایجاد شد که مایل بود از یک ابزار تجاری جدید حمایت کند.

سپس بازاریابی عصبی به ابزاری تبدیل شد که بر مکانیسم‌های عصبی فیزیولوژیکی و تکامل عصبی، بیولوژیکی و فیزیولوژیکی مصرف کنندگان تکیه می‌کند. این روش، محرک‌های به اصطلاح احساسی یا حتی غریزی تجاری‌ای را که به مغز فرستاده می‌شود، بررسی و هدایت می‌کند.

فرم درخواست مشاوره

در عین حال، بخش ارتباطات و بازاریابی به طور مداوم در حال تحول است. در جامعه‌ای اشباع از تبلیغات و روندهای فناوری و رسانه‌های جدید، این امر باید خیلی نوآورانه باشد. بنابراین ورود نورومارکتینگ یک فرصت واقعی برای بخشی است که پس از مدت کوتاهی شک و تردید، با آغوش باز از این ابزار جدید استقبال خواهد کرد.

برای همین است که بازاریابی عصبی، با سرعت رعد و برق در زندگی و کسب و کار ما جا افتاده است. شهرت آن به ویژه زمانی که طی آزمایشی، کوکاکولا در مقابل پپسی قرار داده شد و با عموم به اشتراک گذاشته شد، شتاب بیشتری گرفت.

هدف از تبلیغات بر پایه نوروساینس

هدف از آزمایشی که کوکاکولا را در مقابل پپسی قرار داد، نشان دادن این بود که ادراک یک برند می‌تواند بر رفتار مصرف‌کننده و همچنین ابتدایی‌ترین حواس آن‌ها (بو، طعم) تأثیر بگذارد. در واقع، شرکت کنندگان در این آزمایش باید دو نوشیدنی عرضه شده توسط این دو برند را با چشم بسته مزه می‌کردند و مشخص می‌کردند که کدام یک را ترجیح می‌دهند.

پس از آن، آنها مجبور شدند دوباره این تجربه را حفظ کنند، اما این بار با چشمان باز، بنابراین برند را می‌شناختند. نتیجه مشخص بود! زمانی که شرکت کنندگان چشم‌بند داشتند، تفاوتی بین این دو نوشیدنی احساس نمی‌کردند. اما پس از نوشیدن مایعات با چشم باز و با شناخت مارک‌ها، برند کوکاکولا را ترجیح دادند.

از این لحظه بود که چندین متخصص و عصب شناس تحقیقات خود را در مورد ابزارهای ارتباطی/بازاریابی جدید برای ارتقای رویکرد غریزی مصرف کنندگان آغاز کردند.

اهمیت نورومارکتینگ در تبلیغات

بدیهی است که تبلیغات با حضور یک انسان بسیار مؤثرتر است، زیرا می‌تواند توجهات را بیشتر را به خود جلب کند و پیام مورد نظر را راحت‌تر منتقل کند. به ‌ویژه تصاویر و ویدیو با نوزادان تمایل دارند تا توجه مخاطبان هدف با پتانسیل بالا را برای مدت طولانی‌تری به خود جلب کنند.

بنابراین، تبلیغ‌کنندگان سعی می‌کنند فروش محصولات خود را افزایش دهند و سعی می‌کنند از این اطلاعات با قرار دادن نقشه‌های بزرگ بر روی چهره‌های دوست‌داشتنی نوزادان سوء استفاده کنند و فکر می‌کنند که کافی است. با این حال، با کمک فناوری ردیابی چشم، متوجه شدند که این کافی نیست.

دریافت هایی از یک تصویر تبلیغاتی

محققان پس از مدتی دریافتند که وقتی یک تصویر تبلیغاتی با صورت نوزاد نشان داده می‌شود، مشتریان بیشتر بر روی صورت نوزاد تمرکز می‌کنند تا محتوای آگهی. آنها به این فکر افتادند که از عکس نوزادی که به محصول نگاه می‌کند استفاده کنند، در این زمان مشتریان با توجه به تاثیر مستقیم مشاهده بر مغز، بیشتر بر روی محصول در تبلیغات تمرکز می‌کنند تا کودک.دریافت هایی از یک تصویر تبلیغاتی

به دنبال این یافته‌ها، تبلیغ کنندگان دریافتند که تصویر یک نوزاد، مصداق یک شمشیر دو لبه است. یعنی باید به تصاویر انتخاب شده برای کمپین های تبلیغاتی خود توجه کنیم و از انجام وظیفه خود که کمک به تبدیل است و نه برعکس، اطمینان حاصل کنیم.

نقش عوامل جانبی نوروساینس در مارکتینگ

همه ما تجربه کرده‌ایم که به سمت بسته‌بندی‌های به‌ویژه چشمگیر یا جذاب کشیده شده‌ایم. انگار فروشندگان محصولات همیشه می‌دانستند که ظرف محصول هم به اندازه محتوای آن، مهم است.

Neuroimaging مطالعاتی را برای برندهایی مانند Campbell’s و Frito-Lay انجام داده است و از آنها خواسته است بسته بندی خود را تغییر دهند و از مشتریان در مورد رنگ، متن و تصاویر سؤال کنند. پاسخ آنها به صورت مثبت، منفی یا حتی خنثی ثبت شد.

این مطالعات نشان داد که مشتریان نسبت به بسته بندی‌های سبک و به رنگ‌های مات، واکنش مثبت نشان می‌دهند. پس از این نتیجه، Frito-Lay بسته بندی براق را کنار گذاشت و رنگ مات را به کار گرفت.

تکنیک‌های بازاریابی عصبی، به طور گسترده‌ای برای یافتن بسته بندی و ارائه ایده آل استفاده می‌شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد، همچنان با انستیتو NBTI همراه باشید.

رنگ، کلید

هنگام انتخاب رنگ، به یاد داشته باشید که هدف شما این است که در نهایت بر احساسات مشتریان بالقوه تأثیر بگذارید. با انتخاب رنگ مناسب کاری را که می‌خواهید انجام دهید، انتخاب کنید.

مطالعات نشان داده‌اند که رنگ‌ها می‌توانند طیف وسیعی از احساسات را برانگیزند. آنها به طور مداوم ثابت کرده‌اند که بین رنگ‌های خاص و احساسات خاص ارتباطی اساسی وجود دارد.

احساسات-رنگ-روانشناسی-لوگو-بازاریابی

انتخاب و استفاده درست از یک رنگ می‌تواند یک ابزار بازاریابی بسیار قدرتمند باشد. استفاده همه جانبه کوکاکولا از رنگ قرمز، یکی از معروف‌ترین نمونه‌هاست. همچنین بسیاری از شرکت‌های دیگر نیز وجود دارند که از رنگ‌ها به خوبی استفاده کرده‌اند.

بازاریابان عصبی متخصص در رنگ و تبلیغات، رنگ‌ها را به زیر گروه‌هایی تقسیم کرده ‌ند تا نحوه استفاده موثر از آنها را فهرست کنند. به عنوان مثال، رنگ آبی، رنگی سرد است که در تبلیغات B به B استفاده می‌شود.

حتما به انتخاب رنگ خود توجه کنید و مطمئن شوید متوجه شده‌اید که چگونه رنگ می‌تواند بر رفتار خرید مشتریان شما تأثیر بگذارد. برای آشنایی بیشتر با رنگ و تبلیغات از شما دعوت می کنیم با مشاوران و متخصصان نورومارکتینگ ما در انستیتو NBTI  ارتباط بگیرید.آزمایش اثربخشی تبلیغات

آزمایش اثربخشی تبلیغات

برای سال‌های متمادی، تصویربرداری مغز یا تصویربرداری عصبی کانون اصلی توجه محققان و دانشگاهیان بوده است. با این حال، بازاریابی عصبی از پتانسیل باورنکردنی تأثیر تصویر بر عملکرد مغز ما با فناوری MRIF (تصویرسازی تشدید مغناطیسی عملکردی) استفاده کرده است که به ما بینشی در مورد رفتار انسان و عادات مصرف داده است.

بنابراین بازاریابی عصبی از فناوری IRMF برای انجام تست‌های A/B برای مقایسه کمپین‌های تبلیغاتی قبل از توزیع آنها برای عموم استفاده کرد.

طی یکی از این مطالعات، متخصصان بازاریابی عصبی سه آگهی مختلف را برای خط تلفن مرکز ملی سرطان (NCI Contact Center) مشاهده کردند. تبلیغی که فعالیت عصبی را در ناحیه خاصی از مغز شرکت کنندگان برانگیخت، در ایجاد تعداد زیادی تماس موفق بود.

مراقب تصمیم فلج کننده باشید

مطالعه رفتار مصرف کننده، گاهی اوقات دری را باز می‌کند که ما را به کشف باورها و اعمال خود سوق می‌دهد. مطالعه‌ای علمی توسط دانشگاه کلمبیا نشان می‌دهد که انتخاب‌های زیاد می‌تواند مشتریان بالقوه را منصرف کند.

آنها با چیدمان محصولات به روش‌های مختلف، متوجه شدند که قفسه‌های حاوی طیف گسترده‌ای از گزینه‌ها، مشتریان را کمتر متقاعد به خرید می‌کنند.

سرعت و کارایی

بازاریابی عصبی، برای تشخیص روند مشتری مفید است. در حالی که مشاغل اغلب به دنبال ایجاد احساس امنیت هستند، سرعت و کارایی ممکن است چیزی باشد که مشتریان به دنبال آن هستند. پی پال این را زمانی کشف کرد که مطالعه‌ای انجام شد.

این مطالعه نشان داد که وعده‌های راحتی، قسمت بیشتری از امنیت مغز را تحریک می‌کند. آنها از این کشف استفاده کردند تا با برجسته کردن سیستم پرداخت سریع خود، خریداران بیشتری را به خدمات پرداخت آنلاین خود تبدیل کنند.

اگر می‌خواهید مشتریان بالقوه خود را جذب کنید، ممکن است ایده خوبی باشد که به متخصصان یکی از ابزارهای تحقیقاتی_اجرایی انستیتو NBTI که نوروساینس و نورومارکتینگ را در بر می‌گیرد، مراجعه کنید.

با آموزش و اجرای فرآیندهای نورومارکتینگ در سازمان و کسب و کار شما، سرعت و کارایی فرآیند فروشتان را ارتقاء می‌دهیم. کانون ارزیابی نورومارکتینگ NBTI با حضور در قلبب سازمان شما، برای احیای مجدد آن در کنار شما خواهد بود.

پرسش های پرتکرار درباره نورومارکتینگ در تبلیغات

چه کسی بازاریابی عصبی را اختراع کرد؟

اصطلاح بازاریابی عصبی که در سال 2002 توسط Ale Smidts ابداع شد، می‌تواند به عنوان استفاده از تکنیک‌هایی برای شناسایی مکانیسم‌های مغز برای درک رفتار مصرف کننده، به منظور بهبود استراتژی‌های بازاریابی تعریف شود.

چه رابطه ای بین بازاریابی و تبلیغات وجود دارد؟

ارسال هدفمند پیام از طریق تبلیغات در رسانه‌های مختلف برای تبلیغ یک محصول یا خدمات، تبلیغاتی است که به فرآیند بازاریابی کمک می‌کند. بازاریابی، طیف وسیع‌تری از استراتژی‌ها و فعالیت‌هایی را در بر می‌گیرد که با هدف ارضای نیازها و خواسته‌های مشتری و ایجاد ارتباطات پایدار انجام می‌شود.

استراتژی های تبلیغات چیست؟

تولیدکنندگان تبلیغات، چندین استراتژی به کار می‌گیرند تا مطمئن شوند پیام آنها را به خاطر می‌آورید و محصول یا خدماتی را که تبلیغ می‌کنند، مصرف می‌کنید. آنها می‌توانند، در میان چیزهای دیگر: به یک احساس متوسل شوند، خواه خنده، تعجب یا حتی همدلی!