نوروبیزینس چیست؟ شما با خواندن این مقاله به اطلاعات و تعاریف اولیه‌ی نوروبیزینس، اهداف آن در سازمان‌ها، چگونگی فرآیند اجرایی نوروبیزینس در سازمان، رویکردها و کارکردها، نوروبیزینس و استراتژی‌های رهبری، نوروبیزینس و انتقال‌دهنده‌های عصبی، بررسی نقش خودآگاه و ناخودآگاه در رفتار، عادات و احساسات، دسترسی پیدا خواهید کرد.

نوروبیزینس در ساده‌ترین تعریف، توانایی به کارگیری دانش مغز برای بهبود نتایج و اثربخشی کسب و کارهاست. نوروبیزینس، ترکیب علم نوروساینس (مغز و اعصاب) و بیزینس است.

اهداف نوروبیزینس در سازمان‌ها

هدف از به کارگیری نوروبیزینس در سازمان‌ها، پاسخ به این سوال اساسی است که چگونه از طریق دانش مغز، ذهن منابع انسانی سازمان (از مدیر تا کارکنان) را توانمند سازیم و آنان را آگاه کنیم که ریشه‌ی تمام رفتارها، عادات، اندیشه‌ها، ارزش‌ها، احساسات، افکار، عواطف و اراده‌ی آنان از کجا سرچشمه می‌گیرد.

در هر بیزینس، مدیریت علم دانستن و هنر توانستن، در تبدیل مشکلات به مسائل است. زیرا مسائل را می‌توان حل نمود، ولی مشکلات را بدون چینش راه‌حل و برنامه‌ریزی، به راحتی نمی‌توان حل کرد. یکی از دانش‌های بسیار دقیق و عمیق در تبدیل مشکلات به مسائل در سازمان‌ها نوروبیزینس می‌باشد. برای خیلی از مسائل، نوروبیزینس جواب‌های قانع‌کننده ای دارد تا بتواند سازمان را به سوی حل مسئله سوق دهد.

چگونگی فرآیند نوروبیزینس در سازمان‌ها

بررسی و کلاسه‌بندی تاثیر همکاری سلول‌های مغز(نورون‌ها) بر منابع انسانی یک سازمان می‌تواند یک فرهنگ سازمانی را در کسب کار شما اصلاح کند. فرهنگی که به موجب آن، منابع انسانی با توجه به فعالیت سلول‌های مغزی، دسته‌بندی و متناسب با توانایی‌ها و ظرفیت‌ها در جایگاه‌های مناسب خود در سازمان قرار می‌گیرند.

فرم درخواست مشاوره

درک اینکه مغز چیست و چگونه کار می‌کند و چه اثراتی حتی روی کوچک‌ترین سازمان (خانواده) دارد، به ما این امکان را می‌دهد که بفهمیم چه کسی هستیم و چگونه می‌توانیم بهترین اثربخشی را در نقش‌های مختلف داشته باشیم. به طور مثال، اینکه من در سازمان و محیط کسب و کار چه نقشی دارم و چگونه می‌توانم اثر بخشی بهتری را داشته باشم مستلزم درک دانش مغز است و نوروبیزینس این دانش را در اختیار ما قرار می‌دهد.

رویکرد و کارکرد نوروبیزینس در سازمان

درون هر سازمان و محیط بیزنسی، موضوعات چالش‌برانگیز زیادی وجود دارد که راه دستیابی به آن‌ها مستلزم استفاده از تخصص نوروبیزینس است. که ما در اینجا به مهمترین ان ها اشاره میکنیم.مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از اعتماد، خلاقیت و نوآوری، اثربخشی، توانمندسازی، تغییر بعضی از عادات، انگیزه، تصمیم‌گیری، ارتباطات، رهبری، بهره‌وری و رفاه کارکنان، بازاریابی و… که بسیاری از سازمان‌ها و کسب و کارها با این عناصر بسیار حیاتی و نحوه‌ی به ثمر نشستن آن‌ها درون سازمان نا آشنا هستند.

 شرکت‌ها می‌توانند از بینش‌های نوروبیزینسی برای بهبود فرآیندهای تصمیم‌گیری خود استفاده کنند. به عنوان مثال، درک اینکه مغز چگونه ریسک و پاداش را پردازش می‌کند، می‌تواند به مدیران کمک کند تا تصمیمات آگاهانه‌تری در مورد سرمایه‌گذاری، توسعه‌ی محصول و سایر استراتژی‌های تجاری بگیرند.

تحقیقات در زمینه‌ی مغز نشان داده است که استرس می‌تواند تأثیرات منفی بر بهره‌وری و رفاه کارکنان داشته باشد. ولی این نکته حائز اهمیت است که انسان‌ها به سطحی میانه از استرس نیاز دارند.  اما وقتی مغز درگیر استرس‌های مخرب می‌شود، سایر قسمت‌های بدن هم کارایی لازم خود را از دست می‌دهند. با درک تأثیر استرس مخرب بر مغز، شرکت‌ها می‌توانند استراتژی‌هایی را برای کاهش سطح استرس در سازمان خود اجراء کنند تا در نتیجه، سازمان اثر بخش‌تری را شاهد باشند.

نوروبیزینس و استراتژی‌های رهبری

نوروبیزینس می‌تواند راهکارهایی در مورد استراتژی‌های رهبری مؤثر، مانند اهمیت هوش هیجانی و ایجاد اعتماد با کارکنان، ارائه دهد. اینکه چه افرادی با چه ویژگی‌هایی در مغزشان می‌توانند در جایگاه رهبر یک سازمان یا حتی سمت‌های دیگر باشند، تماماً با دانش نوروبیزینس میسرمی‌باشد.

 با درک اینکه مغز چگونه اطلاعات را پردازش می‌کند و تصمیم می‌گیرد، شرکت‌ها می‌توانند استراتژی‌های بازاریابی موثرتری ایجاد کنند. به عنوان مثال، استفاده از تکنیک‌هایی مانند بازاریابی عصبی برای اندازه‌گیری واکنش‌های مصرف‌کننده به تبلیغات و بسته‌بندی می‌تواند به شرکت‌ها کمک کند تا کمپین‌های قانع‌کننده‌تری ایجاد کنند.

جایگاه خودآگاه و ناخودآگاه در تصمیم‌گیری

جایگاه خودآگاه و ناخودآگاه در تصمیم‌گیری

جالب است بدانید سیستم خودآگاه مغزما که به طور منطقی تصمیم می‌گیرد، فقط در ۵ درصد از تصمیمات ما سهم دارد. این سیستم ناخوداگاه ماست که سهم 95 درصدی در تصمیمات ما دارد! این بدان معنی است که بیشتر کارها و اطلاعات ما در سیستم ناخودآگاه ما انجام می‌گیرد. بنابراین ما فکر می‌کنیم که منطقی فکر می‌کنیم، درست‌ترین تصمیم را می‌گیریم و بهترین ارتباطات را برقرار می‌کنیم. مسئله‌ی اصلی اینجاست که ما فقط داریم فکر می‌کنیم و اصل قضیه چیز دیگری است. اتفاقاً ما احساسی و هیجانی تصمیم می‌گیریم، رفتار می‌کنیم، و ارتباط برقرار می‌کنیم. ولی خیلی خوب بلدیم آنان را منطقی توجیه کنیم.

پس سهم عواطف، هیجانات و احساسات در تصمیمات ما 95 درصد است. در نتیجه عواطف بخش جدانشدنی در تصمیمات و رفتار ما را دارد. بنابراین اطلاع و آگاهی درباره‌ی سیستم های خودآگاه و ناخودآگاه مغز و تاثیرات آن‌ها در زندگی فردی و اجتماعی، بسیار مهم است. چون این تصمیمات می‌توانند بر روی سرنوشت ما تاثیر به سزایی داشته باشند.

نوروبیزینس؛ انعطاف‌پذیری عصبی

دانشمندان علوم مغز و اعصاب، زمانی تصور می‌کردند که انعطاف‌پذیری عصبی(نوروپلاستیسیتی) فقط در دوران کودکی بروز می‌کند، اما تحقیقات در نیمه‌ی دوم قرن بیستم نشان داد که بسیاری از جنبه‌های مغز حتی تا بزرگسالی نیز قابل تغییر هستند. انعطاف‌پذیری مغز می‌تواند پیامدهای قابل توجهی در رشد سالم، یادگیری، حافظه و بهبود از آسیب مغزی داشته باشد. این بدین معنی است که تا سن 99 سالگی مغز شما قابلیت تغییر را دارد و می‌تواند رشد کند. پس تا سن 99 سالگی می‌توانیم در زمینه‌ی کسب و کار یاد بگیریم، اثر بخشی داشته باشیم و رشد کنیم. بسیاری از کارآفرینان، ایده‌های بزرگ و اثربخش را در اواخر عمر خود پیدا کرده اند. مانند:

  • لئو گودوین
  • . دیوید ساندرز
  • . رابرت نویتس
  • رید هوفمن
  •  دنیل فلاور
  • کارول گاردنر و…

نقش مغز و انتقال‌دهنده‌های عصبی در رفتار، عادات و احساسات

نقش مغز و انتقال‌دهنده‌های عصبی در رفتار، عادات و احساسات

مغز، سلطان بدن و پیچیده‌ترین عضو بدن ماست. عوامل زیادی در مغز باعث شکل‌گیری رفتار، عادات، انگیزه‌ها، احساسات و…. در ما می‌شوند. یکی از این ساختارها، نوروترنسمیترها یا انتقال‌دهنده‌های عصبی هستند که با بالا و پایین شدن مقدار آن‌ها خلق و خوی ما تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

برای مثال با بالا رفتن انتقال‌دهنده‌ی عصبی آندروفین، می‌توان آرامش و حال خوب را تجربه کرد. یا وقتی ما کسل و دچار خستگی مفرط هستیم، احتمالاً میزان انتقال دهنده‌ی عصبی نوروآدرنالین در مغز ما پایین است. شناختن مغز می‌تواند به ما کمک کند که چگونه بهترین خود و دیگران را بشناسیم و یا حتی خلق کنیم تا بهترین کارها را انجام دهیم. تیم‌های موثری بسازیم و به موفقیت برسیم. اصول نوروبیزینس برای شکل دادن و بهبود مدیریت، تیم‌سازی، نوآوری، ارتباطات موثرو تمام جنبه‌های مشابه موجود درهر سازمان برنامه‌ای شخصی‌سازی‌شده دارد.

چرایی نوروبیزینس برای سازمان و کسب و کار

شاید سوال پیش بیایید که چرا در دنیای امروزه، نوروبیزینس برای سازمان‌ها اینقدر مهم، ضروری و حیاتی تلقی می‌شود؟ شواهد به دست آمده از مغز نشان می دهد که رهبران با تغییر طرز تفکر خود می‌توانند نحوه‌ی تعامل و ایجاد انگیزه با منابع انسانی را به میزان قابل توجهی بهبود ببخشند، تصمیمات بهتری بگیرند و عملکرد شخصی و سازمانی را ارتقا دهند. بنابراین هر چه بیشتر مغز خود و دیگران را درک کنیم، راستای انجام اقدامات بزرگی همچون خلاقیت، اثربخشی، تغییرات و تحولات، موفق‌تر خواهیم بود.

جمع بندی

در این مقاله سعی کردیم با استناد به مراجع و مقاللت علمی معتبر، درباره‌ی اینکه نوروبیزینس چیست و چه رویکردها و اهداف و مزیت‌هایی دارد، صحبت کنیم. در انتها به سخن «گری همل» مشاور مدیران آمریکایی و شخصی برجسته درمدیریت استراتژیک، اشاره می‌کنیم: بهترین راه برای ساختن سازمانی که برازنده‌ی آینده باشد، ساختن سازمانی است که برازنده‌ی انسان باشد. بنابراین برای ساختن سازمانی که برازنده ی انسان است، باید ابتدا انسان را شناخت. یکی از راه های شناخت چیستی، چرایی و چگونگی انسان، داشتن درک درست از مفهوم مغز انسان است. که امکان دسترسی و آموزش و مشاوره درباره‌ی این درک چند بعدی، در انستیتو NBTI فراهم شده است.