نوروبیزینس وعلوم اعصاب کسب و کار، نوآوری در رهبری و تصمیمات استراتژیک : درک نحوه‌ی عملکرد مغز انسان یکی از بزرگ‌ترین و هیجان‌انگیزترین چالش‌هایی است که علم در قرن بیست و یکم با آن روبه‌رو است و دنیایی را که در آن زندگی می‌کنیم و الزاماتی را که در سال‌های آینده با آن‌ها روبرو خواهیم شد، شکل خواهد داد. مغز انسان برای وجود ما حیاتی است؛ مجموعه‌ای باورنکردنی، پیچیده و به هم پیوسته از شبکه‌های عصبی که فرماندهی کل بدن را بر عهده دارد. مغز انسان، به طور گسترده‌ای به عنوان پیچیده‌ترین، منعطف‌ترین، سازمان‌یافته‌ترین و بالاترین عملکرد “ماشین‌ها” در جهان شناخته شده است.

مغز انسان، مرکز تصمیم گیری است. مغز ما تقریباً هر کاری را که انجام می دهیم، کنترل می‌کند از جمله اعمال و رفتارهای ما. علم اعصاب مطالعه‌ی علمی نه تنها مغز، بلکه بقیه‌ی سیستم عصبی است. علوم اعصاب بر اساس مطالعه‌ی عملکرد هر ناحیه از مغز و همچنین سیستم عصبی و ارتباط آن با رفتارها، توانایی‌ها، عملکردها و استعدادهای رفتاری است. علوم اعصاب به مطالعه و تجزیه و تحلیل بخش مغز در ارتباط با اعمال و رفتار می‌پردازد؛ که این مطالعه به ما کمک می‌کند بفهمیم مغز ما چگونه کار می‌کند و چگونه بر رفتار ما تأثیر می‌گذارد.

نکات مورد توجه در نوروبیزینس

کشف کنید که چگونه علوم اعصاب نشان می‌دهد که مصرف کنندگان واقعاً به چه فکر می‌کنند و به آن توجه می‌کنند و چه چیزی آنها را برمی‌انگیزد. بیاموزید که چگونه علوم اعصاب می‌تواند استعدادیابی را بهبود ببخشد، انتخاب تیم را بهبود ببخشد، آموزش را نظارت کند، سطح  تناسب فرهنگی را افزایش دهد، استراتژی‌های بازاریابی و ارتباطات را غنی کند، و روابط مشتری را بهبود ببخشد. بهبود قابلیت‌های رهبری با درک علم تصمیم‌گیری، از جمله اینکه چگونه محدودیت‌های عصبی می‌توانند منجر به تصمیم‌گیری‌های ضعیف شوند و چگونه بر آن‌ها غلبه کنیم، همه و همه از نکات مورد توجه در نوروبیزینس است. برای کسب اطلاع بیشتر درباره نوروبیزینس مقاله: نوروبیزینس چیست؟ را حتما مطالعه نمایید.

برای بهبود بهره‌وری، تناسب فرهنگی و رضایت شغلی، آموزش مغز و تقویت شناختی را در سازمان خود اعمال کنید. در طراحی مجموعه‌های انتخابی که تصمیمات مصرف کننده و سرمایه‌گذار را شکل می‌هد، تجربه‌ی عملی به دست آورید.

محرک کلیدی در رهبری، مغز است. هدف علوم اعصاب اعمال شده در رهبری (Neuroleadership) استفاده از دانش در مورد نحوه‌ی عملکرد مغز، تصمیم گیری و ظرفیت آن برای “سازماندهی مجدد” (Neuroplasticity) به منظور افزایش ظرفیت‌ها برای ایجاد و حفظ فرهنگ‌های با عملکرد بالا در کسب و کار است. طبق آخرین تحقیقات علمی در زمینه‌ی روانشناسی کار و علوم اعصاب شناختی، ظرفیت رهبری انسان‌ها به تعدادی از ظرفیت‌های افقی شخصی مرتبط است: خود مدیریت عاطفی، مدیریت و رهبری تیم، همدلی و متقاعدسازی، حل مسئله و ظرفیت زیر سوال بردن وضعیت موجود.

بازاریابی عصبی، شاخه مهمی از نوروبیزینس

بازاریابی عصبی، مطالعه چگونگی واکنش مغز افراد به تبلیغات و سایر پیام‌های مرتبط با برند با نظارت علمی بر فعالیت امواج مغزی، ردیابی چشم و پاسخ پوست است. این تکنیک های بازاریابی عصبی برای مطالعه‌ی مغز با هدف پیشبینی رفتار تصمیم گیری مصرف کننده استفاده می‌شود. همچنین می توان از بازاریابی عصبی برای دستکاری رفتار مصرف‌کننده استفاده کرد. بازاریاب‌های نوروبیزینسی، از سیگنال‌های عصبی و سایر سیگنال‌های فیزیولوژیکی برای به دست آوردن بینشی در مورد انگیزه‌ها، ترجیحات و فرآیندهای تصمیم گیری مشتریان استفاده می‌کنند. آنها همچنین از این تحقیق برای پیشبینی نحوه‌ی عملکرد یک محصول، خدمات یا کمپین بازاریابی خاص استفاده می‌کنند.بازاریابی عصبی، شاخه مهمی از نوروبیزینس

فرم درخواست مشاوره

بازاریابی عصبی برای چه مواردی استفاده می شود؟

بازاریابی عصبی به روش‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در سال 2007، تیمی از دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون، دانشگاه استنفورد و دانشکده مدیریت MIT Sloan از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) برای مطالعه‌ی آنچه که مغز افراد هنگام تصمیم گیری برای خرید انجام می‌دهد، استفاده کردند. محققان با استفاده از تصویربرداری مغز برای تماشای روشن شدن یا تاریک شدن مدارهای عصبی در طول فرآیند خرید، دریافتند که می‌توانند پیشبینی کنند که آیا یک فرد محصولی را خریداری می‌کند یا خیر.

مثلا برچسب‌های هشدار دهنده روی بسته‌های سیگار، فعالیت عصبی را در ناحیه‌ای از مغز که با ولع غذا مرتبط است تحریک می‌کند – علی‌رغم این واقعیت که آزمودنی‌ها گفتند که فکر می‌کنند هشدارها موثر هستند. تصاویر برندهای مسلط، همان بخشی از مغز را تحریک می‌کند که نمادهای مذهبی فعال می‌کنند.

برخی از روش‌های استفاده از بازاریابی عصبی شامل موارد زیر است:

  • تست طراحی محصول
  • تست تجربه‌ی کاربر
  • تست A/B برای مقایسه‌ی اثرات تبلیغات مشابه
  • بهینه‌سازی تماس برای اقدام، مانند “از وب سایت ما بازدید کنید”
  • ارزیابی تاثیر عصبی تصاویر در تبلیغات
  • کمپین‌های تغییر نام تجاری

تحقیقات بازاریابی عصبی برای شرکت‌ها گران است، زیرا فناوری‌های عصبی گران و تخصصی هستند. بنابراین سازمان‌ها اغلب شرکت‌های مشاوره‌ی بازاریابی عصبی را برای انجام این تحقیقات تخصصی استخدام می‌کنند.

نوروفایننس و معاملاتی از جنس نوروبیزینس

Neurofinance یک حوزه‌ی تحقیقاتی نسبتاً جدید است که در تلاش برای درک تصمیم گیری مالی با ترکیب بینش‌های روانشناسی و علوم اعصاب با نظریه‌های مالی است. با استفاده از آزمایش‌های رفتاری، نوروفاننس بررسی می‌کند که چگونه اطلاعات گزینه‌های مالی را ارزیابی می‌کنیم که ماهیت نامطمئن، محدود، مخاطره‌آمیز و استراتژیک دارند و چگونه تصمیم‌های مالی تحت تأثیر احساسات، سوگیری‌های روان‌شناختی، استرس، و تفاوت‌های فردی (مانند جنسیت، ژن‌ها) قرار می‌گیرند. علاوه بر این، نحوه پردازش اطلاعات مالی توسط مغز و چگونگی تصمیم‌گیری‌های فردی در آن را هم مطالعه می‌کند.

در نهایت، با ترکیب این آزمایش‌ها با مدل‌های محاسباتی، تامین مالی عصبی قصد دارد توضیحی جایگزین برای شکست آشکار نظریه‌های مالی کلاسیک ارائه دهد. در اینجا مقدمه‌ای برای تامین مالی عصبی ارائه می‌کنیم و به چگونگی ریشه‌یابی آن در زمینه‌های مختلف تحصیلی می‌پردازیم. ما یافته‌ها و مفاهیم اولیه را بررسی می‌کنیم و با سؤالات باز در تأمین مالی عصبی نتیجه می‌گیریم.

نورولیدرشیپ و بررسی مسائل رهبری در نوروبیزینس

حوزه‌ی رهبری عصبی، اساس عصبی شیوه‌های رهبری و مدیریت را بررسی می‌کند و یافته‌ها را از طیف وسیعی از منابع مختلف مانند علوم اعصاب شناختی و عاطفی اجتماعی، علوم اعصاب شناختی، علوم اعصاب یکپارچه، زیست‌شناسی عصبی و سایر حوزه‌های علوم اعصاب جمع‌آوری می‌کند. امید است که با توسعه‌ی علمی برای رهبری، که فیزیولوژی ذهن و مغز را در نظر می گیرد، برای رهبرانی که علاقه مند به توسعه و بهبود خود و دیگران هستند، به راحتی قابل دسترسی باشد.

این مهارت‌های نرم توسعه‌ی حرفه‌ای را با به دست آوردن علم پشت آن به مهارت های سخت تبدیل می‌کند. ما در انستیتو NBTI دوست داریم که تأکید رهبری عصبی به جای کارکردهای مدیریت یا رهبری بر خود افراد باشد و بر نحوه‌ی ارتباط افراد با یکدیگر تأکید داریم.

چرا کسب و کارها به نروبیزینس نیاز دارند؟

کسب و کارها از سیگنال‌های عصبی و سایر سیگنال‌های فیزیولوژیکی برای به دست آوردن بینشی دقیق در مورد انگیزه‌ها، ترجیحات و فرآیندهای تصمیم گیری مشتریان استفاده می‌کنند. آنها همچنین می‌توانند از این رویکرد که یکی از ابزارهای سه‌گانه‌ی NBTI  هم به شمار می‌رود، برای پیشبینی نحوه‌ی عملکرد یک محصول، خدمات یا کمپین بازاریابی خاص استفاده  کنند. در این مقاله درباره‌ی نوروبیزینس، ضرورت‌ها و گونه‌های آن سخن گفتیم.

پیشنهاد میکنیم مقاله : نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی چیست؟ را بخوانید.

چرا کسب و کارها به نروبیزینس نیاز دارند؟پرسش های پرتکرار در زمینه نورو بیزینس

نوروبیزینس چیست؟

تجارت عصبی، توانایی به کارگیری بینش های علوم اعصاب برای بهبود نتایج در مشتری و سایر موقعیت‌های تصمیم گیری تجاری است.

چگونه می‌توان از علوم اعصاب در تجارت استفاده کرد؟

عصب‌شناسی چه ارتباطی با توسعه‌ی رهبری و مدیریت کسب و کار دارد؟ علوم اعصاب با شرکت‌ها و تیم‌های پیشرو و مدیریت ارتباط زیادی دارد. علوم اعصاب می‌تواند به اطلاع از نحوه‌ی بهترین کار ما با دیگران، ایجاد تیم‌های مؤثر و غلبه بر تعصب کمک کند، فقط با شناخت و کار روی چند ویژگی رهبری از لحاظ عصبی.

عصب شناسی برندسازی چیست؟

برند در واقع در ذهن بازار و در مغز مصرف کنندگان ساخته، پرداخته و ماندگار می‌شود. با نگاهی عمیق‌تر، این برند الگویی از اتصال در لوب‌های زمانی مغز است که نمایانگر کلیت تداعی‌های معنایی و عاطفی است.